![]() |
![]() |
|
|
یعنی باید باور کنم دیگه نیستی؟ چجوری می تونم اون همه خاطراتتو یه شبه پرپر کن یکی دو روز نیست آخه صحبت یه عمره که دارم برای تو می میرم می دونم محاله بدون تو نمی تونم یه لحظه رو سر کنم مگه منو دوستم نداری که این جوری می ذاری میری بی خیال ما می شی مگه فکر کردی من بازیچم که یه روز می گی دوستم داری یا فرداش میری آخه چجوری باور کنم رفتنتو من که بدونه تو نمی تونم بگو کی اومد به جای من افتادم از چشمای تو نگو لایق تو نبودم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:16 توسط پریسا |
|
|
کاش یه بار برای قلبم توی خوابم پا بذاری بگی یه دروغ ساده بگی تنهاش نمی ذاری ولی این همش یه خوابه که حقیقتم نمیشه کاش می مردمو توو این خواب می موندم واسه همیشه .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:18 توسط پریسا |
|
|
حتی اگر در دره ای که مرگ بر آن سایه افکنده است گام بردارم . از اهریمن نخواهم ترسید زیرا تو با منی . تکیه گاه و قدرت وجلالت و آرام بخش وجودم است . آن هایی که به خدا ایمان دارند معمولا پاسخ ها پرسش ها و چاره ی تمام دلواپسی هایشان را فوری دریافت نمی کنند .ما در حقیقتی نا بهنجار به سر می بریم اما با ایمان به خدایی که مرگمان در دست اوست می توانیم زندگی را در او بیاموزیم . او به زندگی ارزش می بخشد . |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:6 توسط پریسا |
|
|
به خدا دست خودم نیست دوستت دارم
چی می شد یه بار توو شهر قلب تو پا بذارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:17 توسط پریسا |
|
|
توو امتداد سرنوشت کی بوود که از تو مینوشت
زندگی من و تو رو با غم و غصه می سرشت با این همه گناه و درد کی می ره آخرش بهشت ببین که دست من هر جا رسید از تو نوشت مین جاده ها هنوز گرد مسافرا بجاست توو شهر تو غریبه ام غریبه ای که بی صداست نفس می خوام ، تو رو یه هم نفس می خوام توو شب انتظار تو برای دل نفس ما خوام
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:53 توسط پریسا |
|
|
سکوت من فریادمه نگام برات یه ماتمه
محکوم به جرم عاشقی این آخرین گناهمه فریاد من چه بی صداست توو قلب من چه قصه هاست اگر صداشو گوش کنی اسمی به گوشت آشناست گناه من عاشقیه خیال من جز تو کیه اینو ما خوام بدونم قلب تو دنباله کیه جز تو گناهی ندارم چاره به راهی ندارم واسه رهایی از دلم جز تو که راهی ندارم توو جاده ی خیال تو مسیر دل بی انتهاست اما با نگاهت می دونم به این خیال بی اعتناست |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:40 توسط پریسا |
|
|
بهترین ترانه رو من از چشای تومی سازم تو غمار زندگیمون تو نباشی من می بازم اگه باشی در کنهرام با تو من مالک دنیام بی خیال غربت و غم بیخیال روز فردام دوست دارم دوست دارم توی دنیا فقط تو رو دارم دست آسمون که تنهاست امیدش چند تا ستارست دیدن برق نگاهت واسه من عمری دوبارست از سرانگشت تو یعنی قصه ی خوب نوازش هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش جاده های مهربونی می گذره از توو نگاهت روشن شبای تارم با خیال روی ماهت. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:24 توسط پریسا |
|
|
یه دنیا یه دنیا عاشقم من
بدون که به عشقت صادقم من تو مست خویش و من مست عشقم اگه نباشی می میریم بیا که عمر از سر گیرم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 20:17 توسط پریسا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:52 توسط پریسا |
|
|
برای دلداری دیگران لازم نیست درد کسی را درمان کنیم ، بلکه باید شانه به شانه ی او که در رنج است قدم بر داریم و بگوییم : تو تنها نیستی من با تو هستم ، ما میتوانیم این بار را با هم به دوش گیریم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:43 توسط پریسا |
|
|
life has a way of trying to break us - but God has a way of changing our situations in such a way that we can rise above the darkness and sorrow . Take courage ! Remember : today is the tomorrow you were anxious about yesterday زندکی شیوه ای خاص برای در هم شکستنمان دارد .اما خداون شیوه ای دارد که قادر است وضعیتمان را چنان دگرگون کند که بر فراز سیاهی و نا امیدی اوج گیریم. شجاع باشید! یادتان باشد امروز همان فردایست که دیروز نگرانش بودید . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:42 توسط پریسا |
|
|
پس از اون غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شبو از قصه جدا کن چکه کن روو باور من خط بکش روو جای پای گریه های آخر من اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفسهام خط بکش روو باور من زیر سایبون دستام خواب سبز رازقین باش عاشق همیشگی باش خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش من پر از حرف سکوتم عاریم، روو به سقوطم بی تو و آبی عشقت تشنه ام کویر لوتم نمی خوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:39 توسط پریسا |
|
|
قمار عشق پشت میز قمار دلهره ی عجیبی داشتم برگی حکم داشتم و دیگر هر چه بوود ضعیف بوود و پایین بازی شروع شد حاکم او بود و من محکوم همه ی برگ هایم رفتند و سر برگ بیش نماند برگی از جنس وفا رو کرد من بالاتر آمدم بازی در دست من افتاد عشق آمدم و حکم آمد از جنس چشم سیاهش زندگی حکم پایین من بود و باختم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:37 توسط پریسا |
|
|
کو خوبی؟کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم
از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم کدوم قهر؟ کدوم شانس ما که شانسی نداریم داریم پشت سر هم همش هی بد میاریم ما خون جگر خردیم و سوختیم وساختیم به جرم زنده موندن همه هستی رو باختیم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:29 توسط پریسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
یه دنیا عشق و حال انتظار یار زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست بریم فضا @آواره.مجنون.دیوانه@ اسمان نوید |
|
RSS
|